محمد ابراهيم آيتى

163

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

اقدام كنند [ 1 ] و ابتدا « زهير » سخن بگويد . بامداد فردا به انجمن خويش بازآمدند و « زهير » پس از انجام طواف پيرامون كعبه رو به قريش كرد و آنان را بر اين بىمهرى و ستمگرى نكوهش كرد و گفت : به خدا قسم از پاى ننشينم تا اين عهدنامه شكسته شود . « أبو جهل » خواست وى را پاسخ دهد كه چهار نفر ديگر يكى پس از ديگرى به سخن آمدند و او را تأييد كردند و أبو جهل گفت : اين تصميمى است كه در شب گرفته شده . سپس « مطعم بن عدىّ » ، « عدىّ بن قيس » ، « زمعة بن أسود » ، « أبو البخترىّ » و « زهير » مسلّح شدند و نزد « بنى هاشم بن مطّلب » رفتند و گفتند از « شعب » در آئيد و به خانه‌هاى خود بازگرديد و چنان كردند . اين پيشامد در نيمهء رجب [ 2 ] سال دهم اتفاق افتاد [ 3 ] . چون عهدنامهء قريش پاره و عهد آن شكسته شد و بنى هاشم از « شعب أبى طالب » بيرون آمدند ، أبو طالب در مدح كسانى كه براى اين كار دست به كار شده بودند قصيده‌اى گفت كه ابن اسحاق آن را ذكر مىكند [ 4 ] . إسلام طفيل بن عمرو دوسى از بنى غنم بن دوس طفيل گويد : هنوز رسول خدا در مكّه بود كه وارد مكّه شدم و مردانى از

--> [ 1 ] - گويند : سهل بن بيضاء فهرى آنان را فراهم ساخت تا تصميم قطعى گرفتند ( امتاع الاسماع ص 26 . أسد الغابه ، ج 2 ، ص 362 ) . [ 2 ] - مصباح المتهجد ، ص 560 . [ 3 ] - سيرة النبى ، ج 1 ، ص 397 - 399 . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 210 . امتاع - الاسماع ، ص 27 . اعلام الورى ، ص 62 . بحار الانوار ، ج 19 ، ص 40 . تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 78 . [ 4 ] - سيرة النبى ، ج 1 ، ص 400 - 404 . حسان بن ثابت نيز اشعارى در مرثيهء « مطعم بن عدى » و اشعارى در مدح « هشام بن عمرو » گفته ، و از اين كار خيرشان ياد كرده است ( ر . ك : سيرة النبى ، ج 1 ، ص 404 - 406 ) . ابن اثير و طبرسى نيز اشعارى از « ابى طالب » در اين مقام نقل مىكند ( ر . ك : الكامل ، ج 2 ، ص 62 . اعلام الورى ، ص 62 ) .